فريدون بن احمد سپهسالار
243
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
و حديث دست داشته و از شاگردان ابراهيم شيبان و شبلى و شيخ خراسان بوده و با واسطى و ابو على رودبارى و مرتعش و ابو بكر طاهر ابهرى صحبت داشته است و در پايان زندگى در سال 366 به مكه رفته و آنجا با ابو عثمان مغربى ديدار كرده و گويند روزى زنارى بر ميان بسته و در آتشگاه گبران طواف مىكرد . گفتند آخر اين چه حالتست ؟ گفت در كار خويش كاليوه گشتهام كه بسيارى به كعبه جستم و نيافتم ، اكنون به ديرش مىجويم ، شايد كه بوئى يابم ، كه چنان فروماندهام كه نمىدانم چكنم و نيز گفتهاند كه او را از مكه به همين جهة بيرون كردند و سرانجام در مكه در 369 يا 372 درگذشت و وى را مؤلفاتى بوده و حديث بسيار روايت كرده و پسرى داشته است بنام اسماعيل كه سيرت پدر را روايت مىكرده و در خراسان بوده است و ابو عبد الرحمن سلمى و محمد بن حسين او را ديده و از وى روايت كردهاند و نيز گفتهاند كه چهل بار حج كرده و كراماتى هم دربارهء او نوشتهاند .